مناطقلغتنامه دهخدامناطق . [ م َ طِ ] (ع اِ) ج ِ مِنطَق ، به معنی میان بند که نطاق باشد. (آنندراج ). ج ِ منطق . (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) : و ما رصع من الوشح و المناطق و القلا
مناطق آسیبپذیرsuspect areasواژههای مصوب فرهنگستانمحلهایی در شناور که میزان خوردگی در آنها زیاد است یا به تشخیص بازرس احتمال خوردگی بیشتر و سریعتری دارند
مناطق پیرامونیperipheral regionsواژههای مصوب فرهنگستانمناطقی با ظرفیت نهادی کمتر در مقایسه با منطقة مرکزی
مناطق گردشگری جهانglobal tourism regionsواژههای مصوب فرهنگستانشش منطقهای که با اهداف آماری و در هماهنگی با هیئتهای ششگانۀ سازمان جهانی گردشگری، کشورهای جهان را به آن تقسیم کردهاند
مناطقیلغتنامه دهخدامناطقی . [ م َ طِ قی ی ] (ع ص نسبی ) کمرگر. (مهذب الاسماء). || منسوب است به مناطق که جمع منطقة است . (از انساب سمعانی ).
regionsدیکشنری انگلیسی به فارسیمناطق، منطقه، ناحیه، بخش، سرزمین، قلمرو، دیار، بوم، سامان، فضا، محوطه بسیار وسیع و بی انتها، طرف
پاده گکواژهنامه آزاد(مناطق مرکزی افغانستان) نوعی درخت بید که برگ های کوچک دارد و در برابر کم آبی مقاوم است.