ممکناتلغتنامه دهخداممکنات . [ م ُ ک ِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ ممکنة. کلیه ٔ موجودات عالم را ممکنات گویند بجز موجود واحدی که مبداء کل است . موجودات ، ممکنات ذاتی و واحبات غیری اند که آن غ
مسکناتلغتنامه دهخدامسکنات . [ م ُ س َک ْ ک ِ ](ع اِ) ج ِ مسکن و مسکنة. چیزهایی که تسکین می دهند وآرام می کنند. (ناظم الاطباء). و رجوع به مسکن شود.
مکناتلغتنامه دهخدامکنات . [ م َ ک ِ / م َ ] (ع اِ) ج ِ مکنة. (منتهی الارب ). ج ِ مکنة. و قولهم : الناس علی مکناتهم ؛ ای علی استقامتهم . (ناظم الاطباء). || بیضه ها و مفرد آن مکنة
مکناتلغتنامه دهخدامکنات . [ م ُ ک َن ْنا ] (ع ص ) تأنیث مکنی . مکناة. کنیه داده شده . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به مُکَنّی ̍ شود.
ناورانلغتنامه دهخداناوران . [ وَ ] (اِ) ممکنات را گویند که جمع ناور باشد که به معنی ممکن است . (برهان قاطع) (آنندراج ) (ازناظم الاطباء) (از انجمن آرا). از لغات فرهنگ دساتیر است .
رشحی الوجودلغتنامه دهخدارشحی الوجود. [ رَ حِل ْ وُ ] (ع اِ مرکب ) ملاصدرا ممکنات را رشحی الوجود نامد و گاه تعلالذات خواند. (فرهنگ علوم عقلی تألیف سجادی ، از اسفار).
امکان استقبالیلغتنامه دهخداامکان استقبالی . [ اِ ن ِ اِ ت ِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) هر حکمی که در ماضی و حال اعتبار کنند ناچار یا جانب ایجاب بالفعل حاصل شده باشد یا جانب سلب و به این اع
صفات باریلغتنامه دهخداصفات باری . [ ص ِ ت ِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) صفات در باری تعالی بسیط است و در ممکنات مرکب ، یعنی هنگامی که گویند باری تعالی عالم ، قادر، مرید... است نفس علم
ظاهرالعلملغتنامه دهخداظاهرالعلم . [ هَِ رُل ْ ع ِ ] (ع اِ مرکب ) نزد اهل تحقیق ، عبارت است از اعیان ممکنات . (کشاف اصطلاحات الفنون ).