25 فرهنگ

4052 مدخل


ممکن

momken

جایز؛ روا؛ میسر؛ آسان.

شدن

۱. امکانپذیر، شدنی، صورتپذیر، محتمل، مقدور، میسر، میسور ≠ غیرممکن
۲. واجب

contingent, earthly, feasible, possible, practicable