ممتحقلغتنامه دهخداممتحق . [ م ُ ت َ ح َ ] (ع ص ) محو و نابود. باطل و ضایع. تباه . متروک : سبزوار است این جهان و مرد حق اندر اینجا ضایع است و ممتحق .مولوی (مثنوی ).
ممتحقلغتنامه دهخداممتحق . [ م ُ ت َ ح ِ ] (ع ص ) منسوخ . متروک . سوخته شده . (از ناظم الاطباء). سوخته شونده . (آنندراج ). || کاسته و کم شده . (ناظم الاطباء). کاهنده . (آنندراج ).
مستحقرلغتنامه دهخدامستحقر. [ م ُ ت َ ق ِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از مصدر استحقار. خرد و خوار شمرنده . (آنندراج ). حقیردارنده . خواردارنده . (اقرب الموارد). رجوع به استحقار شود.
مستحقرلغتنامه دهخدامستحقر. [ م ُ ت َ ق َ ] (ع ص ) نعت مفعولی از مصدر استحقار. خوارداشته . خوارشده . حقیرشده . حقیر داشته شده . (اقرب الموارد). رجوع به استحقار شود.
ممتحنةلغتنامه دهخداممتحنة. [ م ُ ت َ ح َ ن َ ] (اِخ ) (الَ ...) سوره ٔ شصتم از قرآن کریم ، دارای سیزده آیه و مدنی است ، بعد از بسم اﷲ چنین شروع می شود: یاایها الذین آمنوا لاتتخذوا
مستحقرلغتنامه دهخدامستحقر. [ م ُ ت َ ق ِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از مصدر استحقار. خرد و خوار شمرنده . (آنندراج ). حقیردارنده . خواردارنده . (اقرب الموارد). رجوع به استحقار شود.
مستحقرلغتنامه دهخدامستحقر. [ م ُ ت َ ق َ ] (ع ص ) نعت مفعولی از مصدر استحقار. خوارداشته . خوارشده . حقیرشده . حقیر داشته شده . (اقرب الموارد). رجوع به استحقار شود.
ممتحنةلغتنامه دهخداممتحنة. [ م ُ ت َ ح َ ن َ ] (اِخ ) (الَ ...) سوره ٔ شصتم از قرآن کریم ، دارای سیزده آیه و مدنی است ، بعد از بسم اﷲ چنین شروع می شود: یاایها الذین آمنوا لاتتخذوا
ممتحطلغتنامه دهخداممتحط. [ م ُ ت َ ح ِ ] (ع ص ) شتر دونده . (ناظم الاطباء). || شمشیر برکشنده . (از منتهی الارب ). || نیزه برکشنده . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رجوع به امتح
ممترقلغتنامه دهخداممترق . [ م ُ ت َ رِ ] (ع ص ) تیری که به شتاب از نشانه بگذرد. (ناظم الاطباء). تیر شتاب گذرنده از نشانه . (از منتهی الارب ). و رجوع به امتراق شود.