ملیکةلغتنامه دهخداملیکة. [ م ُ ل َ ک َ ] (ع اِ) نامه . (منتهی الارب )(آنندراج ). صحیفه . (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد).
ملیبهلغتنامه دهخداملیبه . [ م ِ ب ِ ] (اِخ ) در اساطیر یونان دختر اقیانوس که با «پلاسگوس » زناشوئی کرد و «لیکون » را زائید. (از لاروس بزرگ ).
ملیبهلغتنامه دهخداملیبه . [ م ِ ب ِ ] (اِخ ) سیاره ای کوچک به شماره ٔ 137 که بوسیله ٔ «پالیزا» در سال 1874 م . کشف گردید. (از لاروس بزرگ ).
ملیکةلغتنامه دهخداملیکة. [ م ُ ل َ ک َ ] (ع اِ) نامه . (منتهی الارب )(آنندراج ). صحیفه . (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد).
علیلغتنامه دهخداعلی . [ ع َ ] (اِخ ) ابن زیدبن ابی ملیکة زهیربن عبداﷲبن جدعان ، مکنی به ابوالحسن و مشهور به ابن جدعان . وی فقیه و نابینا بود و روایت حدیث می کرد ولی از محدثان م
جدعانیلغتنامه دهخداجدعانی . [ ج ُ ] (اِخ ) محمدبن عبدالرحمان بن ابوبکربن عبداﷲبن ابی ملیکه ملقب بجدعانی و مکنی به ابوعرارة. از روات است . وی از موسی بن عقبه ... روایت کند و پسرش ا
عبدالغتنامه دهخداعبدا. [ ع َ دُل ْ لاه ] (اِخ )ابن عبیداﷲبن ابی ملیکةبن التیمی المکی . قاضی و از رجال حدیث و ثقه است و از جانب زبیر قضاوت طائف یافت .وی به سال 117 هَ . ق . درگذش