ملینوسلغتنامه دهخداملینوس . [ ] (اِخ ) یکی از حکماست که در صنعت کیمیا بحث کرده و گویند به عمل رأس و اکسیر تام وقوف یافته . (ابن الندیم ، یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
ملیوسلغتنامه دهخداملیوس . [ م َ ] (اِخ ) نام جزیره ای است از جزایر یونان که طین مختوم از آن جزیره آورند. و اﷲ اعلم . (برهان ) (آنندراج ).
ملیتوسلغتنامه دهخداملیتوس . [ م ِ تُس ْ ] (اِخ ) شاعری از مردم آتن در پایان قرن پنجم ق .م . و یکی از متهم کنندگان سقراط است . آثار او در زمینه تراژدی است . (از لاروس ).
مینوسرشتلغتنامه دهخدامینوسرشت . [ س ِ رِ ] (ص مرکب ) که سرشتی مانند مینو دارد. که طبیعتی مانند بهشت دارد. دارای سرشت و طبیعت بهشت . دارای خلقت بهشت . توسعاً به معنی زیبا و خرم : درآ