ملیطهلغتنامه دهخداملیطه . [ م َ طَ ] (اِخ ) همان ملط است و نسبت بدان ملیطی است : ثالیس الملیطی . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). رجوع به ملط شود.
ملیطهلغتنامه دهخداملیطه . [ م َ طَ ] (اِخ ) جزیره ای است در بحر مدیترانه که کشتی بولس هنگام مسافرت به روم در آنجا شکست و مقصود از این جزیره همان جزیره ٔ مالتای حالیه است که به مس
ملیبهلغتنامه دهخداملیبه . [ م ِ ب ِ ] (اِخ ) در اساطیر یونان دختر اقیانوس که با «پلاسگوس » زناشوئی کرد و «لیکون » را زائید. (از لاروس بزرگ ).
ملیبهلغتنامه دهخداملیبه . [ م ِ ب ِ ] (اِخ ) سیاره ای کوچک به شماره ٔ 137 که بوسیله ٔ «پالیزا» در سال 1874 م . کشف گردید. (از لاروس بزرگ ).
ملیبهلغتنامه دهخداملیبه . [ م ِ ب ِ ] (اِخ ) در اساطیر یونان یکی از دختران «نیوبه » است که مانند خواهرش «امیکلا» بوسیله ٔ «ارتمیس » از آسیب و آزار مصون ماند. (از لاروس بزرگ ).
ابولیدلغتنامه دهخداابولید.[ اُ ] (اِخ ) فیلسوفی یونانی از ماغارویان و از مردم ملیطه شاگرد و خلیفه ٔاقلیدس بمائه ٔ چهارم قبل از میلاد و چنانکه دیوجانس لائرتی و فلوطرخس روایت کرده ا
ایونیهلغتنامه دهخداایونیه . [ اِ نی ی َ ] (اِخ ) کشوری قدیم در ساحل غربی آسیای صغیر در ساحل دریا، مابین خلیج های کنونی ازمیر و مندلیا مجاور «سارد». یونانیان مهاجر ساکن این ناحیه ب
تالسلغتنامه دهخداتالس . [ ل ِ ] (اِخ ) ملطی . ثالس . از حکمای «مکتب ایونی » از قدیمترین و معروفترین دانشمندان هفتگانه است که در حدود 640ق .م . در ملیطه متولد شد. وی در هندسه و ن
ادریالغتنامه دهخداادریا. [ ] (اِخ ) خلیجی است بین ایطالیا و ساحل دلماطیه (دالماسی ) (اعمال رسولان 27:27) و اکنون بخلیج فینیقیه معروف است و گمان میرود که در عصر حواریون این اسم بر
عبدالوهابلغتنامه دهخداعبدالوهاب . [ ع َ دُل ْ وَهَْ ها ] (اِخ ) ابن ابراهیم الامام . از بنی عباس است . به سال 140 هَ . ق . عم وی منصور او را با هفتاد هزار تن به مکه فرستاد و حسن بن ق