ملکیتلغتنامه دهخداملکیت . [ م َ ل َ کی ی َ ] (ع مص جعلی ، اِمص ) مأخوذ از تازی ، فرشتگی و مانا به فرشته . (ناظم الاطباء). فرشته بودن . خوی و صفات فرشتگان داشتن : همچنان که آن کی
ملکیتلغتنامه دهخداملکیت . [ م ِ کی ی َ ] (ع مص جعلی ، اِمص ) مأخوذ از تازی ، مالکیت . تصرف و تملک . (از ناظم الاطباء) : از ملک بیرون است و تصدق است بر مسکینان در راه خدا و حرام
ملکیتفرهنگ انتشارات معین(مِ یَّ) [ ع . ] (مص جع .) ملک بودن (رابطه ای است مشروع میان مالک و مملوک و ملک ).
ملکیتفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهحق تصرف، استعمال، انتفاع، و انتقال که شخص در ملک خود و چیزی که متعلق به اوست در حدود مقررات قانون دارد.
متصرفهلغتنامه دهخدامتصرفه . [ م ُ ت َ ص َرْ رِ ف َ ] (ع ص ) مالک شده و در تصرف و در ملکیت و دارا. (ناظم الاطباء).- قوه ٔ متصرفه ؛ قوتی است مترتب در مقدم تجویف اوسط دماغ و عمل آن
واهبفرهنگ نامها(تلفظ: vāheb) (در حقوق) آن که به موجب عقد هبه ، مالش را مجاناً به ملکیت دیگری درآورد ، هبهکننده ؛ (درقدیم) عطا کننده، بخشنده .