مُلْکِهِفرهنگ واژگان قرآنحكومتش - فرمانرواییش (ملک يعني اينكه، که انسان در کار خودش و اهلش و مالش استقلال داشته باشد )
زالفالغتنامه دهخدازالفا. (اِخ ) ملکه ٔ باستانی مصر است و در عهد او فراعنه بر مصر دست یافتند. زالفا دخترعمه ٔ حوریا نخستین ملکه ٔ مصر و از فرزندان نوح است . پدر حوریا: طوطیس بن ما
صاحبراملغتنامه دهخداصاحبرام . [ ح ِ ] (اِخ ) شاعری است و مؤلف صبح گلشن گوید وی از کایتهان لکهنوست ، سخن سنج فارسی وارد و در تاریخ گوئی ملکه ای داشت و در عهد سلطنت غازی الدین حیدرم
عفاةلغتنامه دهخداعفاة. [ ع ُ ] (ع ص ، اِ) ج ِ عافی . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). مهمانان و واردشوندگان : و از مأثورات کرم و سخاء آن پادشاه دام ملکه آن است که ... بیرون از تش
کاترین اوللغتنامه دهخداکاترین اول . [ ن ِ اَوْ وَ ] (اِخ ) امپراطریس روسیه و زن پطر کبیر و جانشین او. آلبرماله در تاریخ خود نویسد: «پطرکبیر برای اینکه مبادا پسر فرزند مقتولش آلکسیس وا