ملوانلولغتنامه دهخداملوانلو. [ م َل ْ ] (اِخ ) دهی از دهستان جیرستان است که در بخش باجگیران شهرستان قوچان واقع است و 229 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).
ملواحلغتنامه دهخداملواح . [ م ِل ْ ] (ع اِ) خروهه و آن مرغی بود که صیاد بر روی دام بندد تا مرغان بر او گرد آیند. (مهذب الاسماء). جغد پای بسته به دام جهت شکار باز و جز آن . (منتهی
ملوانلغتنامه دهخداملوان . [ م َ ل َ ] (اِ) ناوبر در کشتیهای تجارتی . (فرهنگستان ). || دریانورد. ملاح .