ملهملغتنامه دهخداملهم . [ م َ هََ ] (اِ) بر وزن و معنی مرهم است . (برهان ) (آنندراج ). مرهم . (ناظم الاطباء).
ملهملغتنامه دهخداملهم . [ م َ هََ ] (اِخ ) موضعی است نخلناک . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). نام موضعی که خرمابن بسیار دارد. (ناظم الاطباء).- یوم ملهم ؛ روز جنگ بنی تمیم و ح
ملهملغتنامه دهخداملهم . [ م ِ هََ ] (ع ص ) رجل ملهم ؛ مرد بسیارخوار. (منتهی الارب ). مرد پرخوار. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
ملحملغتنامه دهخداملحم . [ م َ ح َ ] (اِخ ) دهی از دهستان حومه ٔ بخش سلماس است که در شهرستان خوی واقع است و 440 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).
ملحملغتنامه دهخداملحم . [ م ُ ح َ ] (ع اِ) نوعی است از جامه . (مهذب الاسماء) (از منتهی الارب ). نوعی است از جامه ها. (صراح ). نوعی از پارچه ٔ ابریشمی که نهایت ملایم باشد. (غیاث
ملحملغتنامه دهخداملحم . [ م ُ ح ِ ] (ع ص ) گوشت خوراننده باز را. (منتهی الارب ) (آنندراج ). گوشت خوراننده و آنکه به باز گوشت می خوراند. (ناظم الاطباء). گوشت خوراننده و گویندآنکه
ملحملغتنامه دهخداملحم . [ م ُ ل َح ْ ح ِ ] (ع ص ) که گوشت آورد. که گوشت رویاند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). آنچه به سبب تجفیف لطیف و تعدیل مزاج ، خونی که وارد موضع جراحت شده من
ملهمدرلغتنامه دهخداملهمدر. [ م ُ هََ دَ ] (اِخ ) دهی از دهستان افشار است که در بخش اسدآباد شهرستان همدان واقع است و 622 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).
ملهمهلغتنامه دهخداملهمه . [ م ُ هَِم َ ] (ع ص ) تأنیث مُلهِم . الهام دهنده : چو نفس مطمئنه ماهتاب و ملهمه جاسوس نشان مدبر و مقبل ز لوامه ست جاویدان . ناصرخسرو (دیوان چ سهیلی ص 3
ملهمیلغتنامه دهخداملهمی . [ م ُ هََ ] (اِخ ) از شاعران خطه ٔ کوکن هندوستان بوده است . صاحب تذکره ٔ صبح گلشن آرد: «برهمنی بود... در عالم رؤیا از حضرت ختمی (ص ) به قبول دین اسلام
ملهمدرلغتنامه دهخداملهمدر. [ م ُ هََ دَ ] (اِخ ) دهی از دهستان افشار است که در بخش اسدآباد شهرستان همدان واقع است و 622 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).
ملهمی تبریزیلغتنامه دهخداملهمی تبریزی . [ م ُ هََ ی ِ ت َ ] (اِخ ) از شاعران قرن یازدهم هجری و معاصر شاه عباس اول بوده است (متوفی به سال 1049 هَ . ق .). وی ابتدا در خدمت پیربوداق خان حا
حائر ملهملغتنامه دهخداحائر ملهم .[ ءِ رِ م َ هََ ] (اِخ ) در یمامة است ، اعشی گوید:فرکن مهراس الی ماردفقاع منفوحةفالحائر.داودبن متمم بن نویرة درباره ٔ یوم ملهم گوید:و یوم ابی جزء بمل