ملقةلغتنامه دهخداملقة. [ م َ ل َ ق َ ] (ع اِ) سنگی نسو. (مهذب الاسماء). سنگ درشت تابان لخشان . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ج ، مَلَقات . (از اقرب الموارد).
ملقةلغتنامه دهخداملقة. [ م َ ل ِ ق َ ] (ع ص ) مؤنث مَلِق . مادیان تند و تیز دونده . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
بلقلغتنامه دهخدابلق . [ ب َ ل َ ] (ع اِ) پیسگی . (منتهی الارب ). سیاهی و سپیدی . (از اقرب الموارد). بُلقة. ورجوع به بلقة شود. || سپیدی دست و پای ستور تا ران . || خیمه و خرگاه ب
تملیسلغتنامه دهخداتملیس . [ ت َ ] (ع مص ) نرم و تابان گردانیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). نرم و تابان گردیدن . (آنندراج ). تزلیخ . (اقرب الموارد). || هموا
ملقلغتنامه دهخداملق . [ م َ ] (ع مص ) ستردن . (المصادر زوزنی ). محو و پاک کردن . (از منتهی الارب ). محو و نابود کردن . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || به عصا زدن . (تاج ال
ملقلغتنامه دهخداملق . [ م َ ل َ ] (ع مص ) برآمدن خاتم از انگشت . (آنندراج ) (از منتهی الارب ). برآمدن انگشتری از انگشت . (از ناظم الاطباء). چرخیدن وتکان خوردن انگشتری در انگشت