ملقبلغتنامه دهخداملقب . [ م ُ ل َق ْ ق َ ] (ع ص ) لقب نهاده شده . (آنندراج ). دارای لقب و دارای پاژنامه . (ناظم الاطباء). لقب دار. بالقب . آنکه لقب دارد. (یادداشت به خط مرحوم ده
ملقبةلغتنامه دهخداملقبة. [ م ُ ل َق ْ ق َ ب َ ] (ع ص ) تأنیث ملقب . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). رجوع به ملقب شود.
ملقبةلغتنامه دهخداملقبة. [ م ُ ل َق ْ ق َ ب َ ] (ع ص ) تأنیث ملقب . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). رجوع به ملقب شود.
احمدلغتنامه دهخدااحمد.[ اَ م َ ] (اِخ ) ابن صدر حریری ملقب به استاذ. او راست : محاکمة بین یوسف القره باغی والحسین الخلخالی .
اسماعیللغتنامه دهخدااسماعیل .[ اِ ] (اِخ ) ابن طغتگین بن ایوب ملقب بمعزالدین ایوبی . پسر سیف الاسلام طغتگین برادر صلاح الدین ایوبی است . وی در سنه ٔ 593 هَ . ق . پس از وفات پدر در
علی یزدیلغتنامه دهخداعلی یزدی .[ ع َ ی ِ ی َ ] (اِخ ) (سید...) ملقب به غیاث الدین . وزیر شیخ ابواسحاق . رجوع به غیاث الدین علی یزدی شود.