ملغمةلغتنامه دهخداملغمة. [ م ُ / م َ غ َ م َ ] (ع ص ، اِ) آمیختگی جیوه با براده ٔ دیگر فلزات . (ناظم الاطباء). تأنیث ملغم . ترکیب زیبق با فلزی دیگر. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
زیبقلغتنامه دهخدازیبق . [ ب َ / زَ ب َ ] (معرب ، اِ) معرب جیوه که بمعنی سیماب است . (غیاث ). معرب زیوه که جیوه به جیم تازی مبدل و سیماب مرادف آن است . (آنندراج ). زئبق . معرب ژی
رادیوملغتنامه دهخدارادیوم . [ ی ُ ] (فرانسوی ، اِ) ماده ای است فلزی که در سال 1898 م . بتوسط پیر کوری و زنش مادام کوری و ژبمون کشف شد، مادام کوری در ضمن تجسس خاصیت رادیوآکتیویته د
ملغمةلغتنامه دهخداملغمة. [ م ُ / م َ غ َ م َ ] (ع ص ، اِ) آمیختگی جیوه با براده ٔ دیگر فلزات . (ناظم الاطباء). تأنیث ملغم . ترکیب زیبق با فلزی دیگر. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
ملقمهلغتنامه دهخداملقمه . [ م َق َ م َ / م ِ ] (از ع ، اِ) آلیاژ جیوه با فلزات است . (فرهنگ اصطلاحات علمی ). مأخوذ از عربی «ملغمه »، ترکیبی از جیوه با فلزی دیگر .(از لاروس ). مل