26 فرهنگ

742 مدخل


ملزم

molzam

کسی که کاری یا امری بر او واجب گردیده؛ الزام‌شده.

بایسته

متعهد، متقبل، مجبور، ملتزم، وادار، واداشته

bound, constrained, under