ملببلغتنامه دهخداملبب . [ م ُ ل َب ْ ب َ ] (ص ) به معنی لبالب و این لفظاز روی حقیقت غلط است مگر جانبی به صحت دارد لهذا جایز باشد چرا که ظریفان به وقت ظرافت الفاظ فارسی رابه وضع
ملببلغتنامه دهخداملبب . [ م ُ ل َب ْ ب َ ] (ع ص ) دابة ملبب ؛ ستور پیش بند پالان بربسته . مُلَب ّ بالادغام مثله . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
مزیبلغتنامه دهخدامزیب . [ م ُ زَی ْ ی َ ] (ص ) نعت مفعولی منحوت از «زیب » فارسی . زیب داده شده و این لفظ صناعی است ، مأخوذ از «زیب » که کلمه ٔ فارسی است از عالم مزلف و مششدر و