ملازمانلغتنامه دهخداملازمان . [ م ُل ْ لا زَ ] (اِخ ) دهی از دهستان باوندبور است که در بخش مرکزی شهرستان شاه آباد واقع است و 410 تن سکنه دارد. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).
ملازمانیلغتنامه دهخداملازمانی .[ م ُل ْ لا زَ ] (اِخ ) شاعری از مردم یزد و معاصر شاه عباس بوده است (متوفی به سال 1021 هَ . ق .) نصرآبادی آرد: «از اشعار او ظاهر می شود که خیلی قدرت د
مأزمانلغتنامه دهخدامأزمان . [ م َءْ زِ ] (اِخ ) قریه ای به یک فرسنگی عسقلان . (از معجم البلدان ). و رجوع به همین مأخذ شود.
ملأمانلغتنامه دهخداملأمان . [ م َ ءَ ] (ع ص ) ناکس و زفت . مَلأَم . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و رجوع به ملأم شود.
ملازمانیلغتنامه دهخداملازمانی .[ م ُل ْ لا زَ ] (اِخ ) شاعری از مردم یزد و معاصر شاه عباس بوده است (متوفی به سال 1021 هَ . ق .) نصرآبادی آرد: «از اشعار او ظاهر می شود که خیلی قدرت د
ابوالصیدلغتنامه دهخداابوالصید.[ اَ بُص ْ ص َ ] (اِخ ) او از ملازمان اشرس بن عبداﷲ حاکم خراسان از سنه ٔ 109 هَ . ق . ببعد بود و بسعی اشرس و این ابوالصید اغلب مردم سمرقند مسلمانی گرفت
لبنوقالغتنامه دهخدالبنوقا. [ ] (اِخ ) نام یکی از ملازمان امیرنوروز. (حبیب السیر، حالات سلاطین مغول ص 50).