اِحْتکاکاتٌ غَيرُ مَقصودَةدیکشنری عربی به فارسیاصطکاکات ناخواسته , برخوردهاي ناخواسته , اصطکاک غير عمدي
مقصوره ٔ عمرولیثلغتنامه دهخدامقصوره ٔ عمرولیث . [ م َ رَ / رِ ی ِ ع َ رِ ل َ ] (اِخ ) لقب شیراز است چه عمرولیث صفاری اقامت آن شهر را دوست گرفتی . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
مقصورهفرهنگ مترادف و متضاد۱. چارقد، حجاب، روپوش، روسری، سرانداز، معجر، مقنعه، نقاب ۲. ایوانکوچک، خانهکوچک
نشیطةلغتنامه دهخدانشیطة. [ ن َ طَ ] (ع ص ) تأنیث نشیط است . رجوع به نشیط شود. || (اِ) آنچه غازیان در راه یابند از غنیمت پیش از آن که به ساحت قوم که جای مقصود است برسند. (منتهی ا