25 فرهنگ

7616 مدخل


مقصر

moqasser

آن‌که در کار و تکالیف خود کوتاهی و سستی کند؛ کوتاهی‌کننده؛ تقصیرکار.

گناهکار

بزهکار، خاطی، خطاکار، تقصیرکار، روسیاه، گناهکار، مجرم، محکوم ≠ بیگناه

blamable, blameable, blameworthy, culpable, guilty