موریانهفرهنگ مترادف و متضاد۱. چوبخوار، چوبخوارک، چوبخواره، ریشمیز، زمینسنب، مورچه سفید ۲. زنگار (آهن و پولاد)
ماریانلغتنامه دهخداماریان . (اِخ ) دهی از دهستان درزآب است که در بخش حومه ٔ وارداک شهرستان مشهد واقع است و 499 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).
ماریانلغتنامه دهخداماریان . [ مارْیان ن ] (اِخ ) جزایر... مجمعالجزایر آتشفشانی است که در اقیانوس آرام و در مشرق فیلیپین واقع است و از سال 1947م . تحت اداره ٔ ممالک متحده ٔ امریکای
سروبنلغتنامه دهخداسروبن . [ س َرْوْ ب ُ ] (اِ مرکب ) درخت سرو : موسیجه و قمری چو مقریاننداز سروبنان هر یکی نبی خوان . خسروانی .سروبنان کنده و گلشن خراب لاله ستان خشک و شکسته چمن
یوسفلغتنامه دهخدایوسف . [ س ُ ] (اِخ ) ابن عبداﷲبن سعیدبن عبداﷲبن ابی زید اندلسی ، مکنی به ابوعمر و معروف به ابن عباد (504-584 هَ . ق .). از مورخان و مقریان و رجال فقه و حدیث بو
نبی خوانلغتنامه دهخدانبی خوان . [ ن ُ / ن ِ خوا / خا ] (نف مرکب ) قاری . قرآن خوان : موسیجه و قمری چو مقریانندبر سروبنان هر یکی نبی خوان .(منسوب به خسروانی ).
ابوعبدالغتنامه دهخداابوعبدا. [ اَ ع َ دِ ل ل ] (اِخ ) محمدبن سلیمان شاطبی . معروف به ابن ابی الربیع معافری . نزیل اسکندریه . یکی از شیوخ عرفان . جامع علوم ظاهر و باطن در مائه ٔ هفت
صدرالدینلغتنامه دهخداصدرالدین . [ ص َرُدْ دی ] (اِخ ) شاعریست و عوفی در لباب الالباب آرد: صدرالدین ملک الکلام عمربن محمد الخرمابادی ، مذکری لطیفه گوی بود که جرم خورشید در میدان بیان