مقررهلغتنامه دهخدامقرره . [ م ُ ق َرْ رَ رَ / رِ ] (از ع ، ص ) برقرار شده و برپا شده و معین شده و قرار داده شده . (ناظم الاطباء). تأنیث مقرر. ج ، مقررات . و رجوع به مقرر و مقررا
مقرراتلغتنامه دهخدامقررات . [ م ُ ق َرْ رَ ] (ع اِ) ج ِ مقرره . رجوع به مقرره شود. || در اصطلاح اداری و حقوقی ایران در دو مورد بکار رود: الف - به معنی عام شامل قانون ، تصویب نامه