25 فرهنگ

1489 مدخل


مقرب

moqarrab

آن‌که نزدیک به‌ کسی شده و در نزد او قرب و منزلت پیدا کرده؛ نزدیک‌شده.

۱. قرین، محشور، مصاحب
۲. مقترن
۳. ندیم، نزدیک، محرم

favored, right-hand