مقراصلغتنامه دهخدامقراص . [ م ِ ] (ع اِ) کارد سرکج . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
مقراضلغتنامه دهخدامقراض . [ م ِ ] (ع اِ) ناخن پیرای . (مهذب الاسماء). گاز. (صراح ). دوکارد. (دهار). گاز و دوکارد، وهما مقراضان . ج ، مقاریض . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). اف
مقراضلغتنامه دهخدامقراض . [ م ِ ] (ع اِ) ناخن پیرای . (مهذب الاسماء). گاز. (صراح ). دوکارد. (دهار). گاز و دوکارد، وهما مقراضان . ج ، مقاریض . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). اف
متراصلغتنامه دهخدامتراص . [ م ُ ت َ راص ص ] (ع ص ) چسبنده مر یکدیگر را. (آنندراج ). به یک دیگر چسبیده در صف آرائی و متلاصق . (ناظم الاطباء). و رجوع به تراص شود.
متراصعلغتنامه دهخدامتراصع. [ م ُ ت َ ص ِ ] (ع ص ) گنجشک نر برجهنده بر ماده . (آنندراج ). گنجشکان بر روی هم برجهنده . (ناظم الاطباء). و رجوع به تراصع شود.
متراصفلغتنامه دهخدامتراصف . [ م ُ ت َ ص ِ ] (ع ص ) با یکدیگر نزدیک ایستنده در صف . (آنندراج ). چسبیده ٔ با یکدیگر در صف . (ناظم الاطباء). و رجوع به تراصف شود.