25 فرهنگ

6293 مدخل


مقر

maqar[r]

جای قرار گرفتن و ماندن؛ جای قرار و آرام؛ قرارگاه.

ستاد، پایگاه

جا، جایگاه، ستاد، قرارگاه، مرکز، مکان، موضع

confessor, professed, seat, self-confessed, stand, station