مقبولیتلغتنامه دهخدامقبولیت . [ م َ لی ی َ ] (ع مص جعلی ، اِمص ) مأخوذ از تازی ، خوشگلی . زیبایی . || پسندیدگی و شایستگی . (ناظم الاطباء). و رجوع به مقبول شود.- مقبولیت عامه ؛ مس
مقبولاتلغتنامه دهخدامقبولات . [ م َ ] (ع ص ، اِ) ج ِ مقبولة. پذیرفته شده ها. که مورد قبول واقع شده باشند. || قضایایی هستند که به پیشوایان دین یا حکما و سایر بزرگان مورد اعتماد و ای
مقبولیلغتنامه دهخدامقبولی . [ م َ ] (حامص ) پسندیدگی و شایستگی . مطبوعی و محبوبی . (از ناظم الاطباء) : به سرسبزی صبح آراسته به مقبولی نزل ناخواسته . نظامی .رای هندی را ندیمی بود ه
مردم پسندیلغتنامه دهخدامردم پسندی . [ م َ دُ پ َ س َ ] (حامص مرکب ) مقبولیت . صفت مردم پسند. مورد قبول و پسند خلایق بودن .
نظریۀ واکناییreactance theory, reaction theoryواژههای مصوب فرهنگستاننظریهای مبتنی بر اینکه اِعمال محدودیت به هرگونه رفتار یا موضوع بر جاذبه و مقبولیت آن میافزاید