مقاومةلغتنامه دهخدامقاومة. [ م ُ وَ م َ ] (ع مص ) با کسی برابری کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (المصادر زوزنی ). برابری کردن . با کسی در کشتی و جز آن .(منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ا
مُقَامَةِفرهنگ واژگان قرآناقامت (دار المقامه آن منزلي است که کسي از آن بيرون نميرود و از آنجا به جاي ديگر کوچ نميکند)
مَقَامَهُمَافرهنگ واژگان قرآندر جای آن دو (کلمه مقام در اصل ،اسم مکان ( مکاني است در آن جسمي از اجسام بايستد)يا اسم زمان(زمان ايستادن) ويا مصدر ميمي (ايستادن) ، ولي در موارد بسياري ، صفات و
مقاولهفرهنگ مترادف و متضاد۱. معاهده، پروتکل، پیمان، عهدنامه ۲. قرارداد، قولنامه ۳. قولوقرار گذاشتن ۴. گفتوشنود
مقاومتفرهنگ انتشارات معین(مُ وِ مَ) [ ع . مقاومة ] 1 - (مص ل .) ایستادگی کردن ، پایداری نمودن . 2 - (اِمص .) ایستادگی ، پایداری . 3 - دوام ، استحکام .
احمدلغتنامه دهخدااحمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) (افندی ) الألفی . یکی از موظفین مزارع امیر عمر پاشاطوسون . او راست : زراعةالقطن و مقاومة آفاته و تحسین انواعه ، مطبعه ٔ المقطم به سال 1
مقاومتلغتنامه دهخدامقاومت . [ م ُ وَ / وِ م َ ] (از ع ، اِمص ) ایستادگی و برابری و مقابلی . (ناظم الاطباء). مقاومة. پافشاری . ایستادگی . استقامت . پایداری . (یادداشت به خط مرحوم د