25 فرهنگ

5924 مدخل


مقاوم

moqāvem

آن‌که در برابر کسی بایستد و مقاومت کند؛ ایستادگی‌کننده؛ پابرجا.

پایدار، ایستا

۱. استوار، بادوام، سخت، پایدار، ثابت
۲. پادار
۳. متمکن
۴. سرسخت ≠ سست، غیرمقاوم

adamant, impervious, pertinacious, proof _, repellent, resistant, stubborn, sturdy, tenacious