مقاصدلغتنامه دهخدامقاصد. [ م َ ص ِ ] (ع اِ) ج ِ مَقصِد. (اقرب الموارد). ج ِ مَقصَد و مَقصِد. (ناظم الاطباء). و رجوع به مقصد شود. || اراده ها و مقصودها. آرزوها. آهنگها و عزیمت ها.
مقصدلغتنامه دهخدامقصد. [ م َ ص ِ / م َ ص َ ] (ع اِ) جای قصد و به فتح صاد چنانکه شهرت دارد درست نباشد چرا که قصد یقصد از ضرب یضرب آمده است . (غیاث ) (آنندراج ). مکان قصد. ج ، مقا
آیندهنگاشت 1future mappingواژههای مصوب فرهنگستانتوصیف مقاصد آیندهپژوهی در تدوین آیندۀ پیش رو متـ . نقشۀ آینده
سوخت افزودهadditional fuel, unusable fuelواژههای مصوب فرهنگستانسوختی که برای مقاصد عملیاتی ازقبیل توزین و تعادل و رعایت حداقلها حمل میکنند
نرمافزار تجارتیcommercial software, shrinkwareواژههای مصوب فرهنگستاننرمافزاری که برای مقاصد بازرگانی تولید و عرضه میشود