مقاتللغتنامه دهخدامقاتل . [ م َ ت ِ ] (ع اِ) ج ِ مَقتل . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به مقتل شود.
مقاتللغتنامه دهخدامقاتل . [ م ُ ت َ ] (ع ص ) مقاتله و کارزار کرده شده . (غیاث ) (آنندراج ). با هم کارزار کرده شده . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ). و رجوع به مقاتلة شود.
مقاتللغتنامه دهخدامقاتل .[ م ُ ت ِ ] (ع ص ) مقاتله و کارزار کننده . (غیاث ) (آنندراج ). با هم کارزارکننده . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ). و رجوع به مقاتله ٔ شود. || جنگجو.سپا
مقاتللغتنامه دهخدامقاتل . [ م ُ ت ِ ] (اِخ ) ابن سلیمان بن بشیر خراسانی مروزی ، مکنی به ابوالحسن . از محدثین و قراء و به مذهب زیدیه است و دعایی به نام او در کتب ادعیه آمده است .
مقاطللغتنامه دهخدامقاطل . [ م َ طِ ] (ع اِ) ج ِ مقطلة. (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). رجوع به مقطلة شود.
مقاتلیهلغتنامه دهخدامقاتلیه . [ م ُ ت ِ لی ی َ ] (اِخ ) یکی از فرق دهگانه ٔمشبهه . (بیان الادیان ). اصحاب مقاتل بن سلیمان ، فرقه ای از مذهب مشبهه . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : یا
مقاتلةلغتنامه دهخدامقاتلة. [ م ُ ت َ ل َ ] (ع مص ) کشش و کارزار کردن با کسی . قِتال . قیتال . (از منتهی الارب ) (از آنندراج ) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). || از نیکی دور گ
مقاتلةلغتنامه دهخدامقاتلة. [ م ُ ت ِ ل َ ] (ع اِ) مردان جنگی . (السامی ) (مهذب الاسماء). کشش و کارزار کنندگان . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). تاء