۱. روبارو شدن.
۲. دو چیز را با هم برابر کردن؛ روبهرو کردن.
۳. (ادبی) در بدیع، نوعی تضاد که مابین اجزای دو جمله یا دو مصراع کلماتی ضد یکدیگر باشد، مانندِ این شعر: سیاه زنگی هرگز شود سفید به آب / سفید رومی هرگز شود سیاه به دود (سعدی۱: ۴۳۱).
روبه رویی، رویاروی
۱. تطبیق، سنجش، مقایسه
۲. رویارویی، صفآرایی، مواجهه
۳. ضدیت، مخالفت
۴. روبهرو شدن
۵. مواجههدادن
۶. مقایسه کردن، تطبیق دادن
۷. ایستادگی، پایداری
۸. تلافی، جبران
۹. برابری، تساوی
competition, confrontation, strife, tangle