مفهوم خاصspecific conceptواژههای مصوب فرهنگستانمفهومی در رابطة عاموخاص که دارای گسترة معنایی وسیعتری است
مفهومدیکشنری فارسی به انگلیسیconcept, evident, import, intent, purport, sense, significance, signification, spirit, substance
مفهوملغتنامه دهخدامفهوم . [ م َ ] (ع ص ، اِ) دانسته شده . به دل دریافته شده . (از آنندراج ). دانسته .دریافت شده . (از ناظم الاطباء). دریافته . شناخته شده . دانسته . ج ، مفاهیم .
مفهوم فروپایهsubordinate conceptواژههای مصوب فرهنگستانمفهوم خاص یا جزئی که در سلسلهمراتب روابط مفهومی زیرمجموعة مفهوم فراپایه محسوب میشود نیز: مفهوم اخص narrower concept
دندانهایdentate, toothed, notchedواژههای مصوب فرهنگستان1. در مفهوم عام، ویژگی برگی که حاشیۀ آن دندانهدندانه باشد 2. در مفهوم خاص، ویژگی برگی که حاشیۀ آن دندانههای تیز و بیرونزده داشته باشد
پرچم علامتدهیsignal flag/ signaling flagواژههای مصوب فرهنگستانهریک از پرچمهایی که در شکلها و رنگهای گوناگون با ترکیبی از اعداد و حروف و چینشهای متفاوت معنا و مفهوم خاصی را بیان میکنند و برای علامتدهی به کار میروند
خاورشناسیلغتنامه دهخداخاورشناسی . [ وَ ش ِ ] (حامص مرکب ، اِ مرکب ) عمل خاورشناس . خاورشناسی به رشته ای از معارف بشری اطلاق میشود که بحث از زبان و علم و ادب ملل خاور می کند. از آنجا