مفسرلغتنامه دهخدامفسر. [ م ُ ف َس ْ س َ ] (ع ص ) بیان کرده شده . تفسیر و تأویل شده . (از ناظم الاطباء). روشن و واضح گردیده . روشن . واضح : بپرسیدی ز حد و غایت عشق جوابی جزم خوا
مفسّرinterpreterواژههای مصوب فرهنگستانبرنامهای که گزارههای زبان مبدأ را خطبهخط (یک خط در هر مرحله) ترجمه و اجرا کند
مفسّرِ پرلPerl interpreterواژههای مصوب فرهنگستانبرنامهای که گزارههای زبان برنامهنویسی پِرل را خطبهخط، بهصورت یک خط در هر مرحله، ترجمه و اجرا میکند
مفسّر دادههاdata interpreterواژههای مصوب فرهنگستانبرنامهای که روابط و معانی نهفته در مجموعهای از دادهها را استخراج کند