مفاعلةلغتنامه دهخدامفاعلة. [ م ُ ع َ ل َ ] (ع مص ) در تداول فارسی زبانان مفاعله به کسر «ع »، یکی از بابهای ثلاثی مزید در صرف عربی است و معنی مفاعله این است که یکی با دیگری آن کند
مفائلةلغتنامه دهخدامفائلة. [ م ُ ءَ ل َ ] (ع مص ) بازی فئال باختن . (منتهی الارب ). بازی فئال کردن با کسی . (از ناظم الاطباء). و رجوع به مدخل قبل و فئال شود.
مباعلةلغتنامه دهخدامباعلة. [ م ُ ع َ ل َ ] (ع مص ) مصاهرت کردن قوم با هم . (منتهی الارب ) (آنندراج ). مصاهرت کردن آن گروه مر گروه دیگر را. (ناظم الاطباء). || مجالست کردن . (منتهی
مجاعلةلغتنامه دهخدامجاعلة. [ م ُ ع َ ل َ ] (ع مص ) پاره دادن . (منتهی الارب ). رشوه و پاره دادن . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
مداعلةلغتنامه دهخدامداعلة. [ م ُ ع َ ل َ ] (ع مص ) با هم فریب دادن . (منتهی الارب ). مخاتله . (متن اللغة) (اقرب الموارد). هم را فریب دادن . (ناظم الاطباء).
مزاعلةلغتنامه دهخدامزاعلة. [ م ُ ع َ ل َ ] (ع مص ) از جای برکندن کسی را. (منتهی الارب ) (آنندراج ). زعال . از جای برکندن . (ناظم الاطباء).
مفاصلةلغتنامه دهخدامفاصلة. [ م ُ ص َ ل َ ] (ع مص ) از یکدیگر جدا شدن . (تاج المصادر بیهقی ) (از اقرب الموارد). از همدیگر جدایی کردن و مباینت نمودن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). فصا
مُنَافِقِينَفرهنگ واژگان قرآنمنافقان (کلمه منافق اسم فاعل از باب مفاعله از ماده نفاق است ، که در عرف قرآن به معناي اظهار ايمان و پنهان داشتن کفر باطني است .اصل اين كلمه از نفق به معني تونل
مُنَافِقَاتُفرهنگ واژگان قرآنزنان منافق - زنان دو رو (کلمه منافق اسم فاعل از باب مفاعله از ماده نفاق است ، که در عرف قرآن به معناي اظهار ايمان و پنهان داشتن کفر باطني است .اصل اين كلمه از ن
مُنَافِقُونَفرهنگ واژگان قرآنمنافقان - دو رويان (کلمه منافق اسم فاعل از باب مفاعله از ماده نفاق است ، که در عرف قرآن به معناي اظهار ايمان و پنهان داشتن کفر باطني است .اصل اين كلمه از نفق به
يُحَافِظُونَفرهنگ واژگان قرآنمحافظت دارند - محافظت مي کنند (با توجه به معاني باب مفاعله محافظت، حفظ کردني همه جانبه و با ياري گرفتن و همکاري با ديگران است)
مُّبَارَکاًفرهنگ واژگان قرآندارای خیر بسیار شده - صاحب برکت شده(کلمه مبارک از مصدر مبارکه باب مفاعله از ثلاثي مجرد برکت است و برکت به معناي خير بسيار ، و مبارک به معناي محلي است که خير کثي