مغیرةلغتنامه دهخدامغیرة. [ م َ رَ ] (ع ص ) ارض مغیرة؛ زمین آب داده و ارض مغیورة نیز و بنابر اصل چنین است . (از منتهی الارب ) (از آنندراج ) (از اقرب الموارد). زمین آب خورده از بار
مغیرةلغتنامه دهخدامغیرة. [ م ُ رَ ] (اِخ ) ابن اخنس بن شریف الثقفی . صحابی شاعر است و در «یوم الدار» باعثمان بن عفان کشته شد. (از اعلام زرکلی ج 3 ص 1060).
مغیرةلغتنامه دهخدامغیرة. [ م ُ رَ ] (اِخ ) ابن امیه . پدر ام السلمه زوجه ٔ رسول (ص ) است . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
مغیرةلغتنامه دهخدامغیرة. [ م ُ رَ ] (اِخ ) ابن سعید، ملقب به ابتر کثیرالنواء. رئیس فرقه ٔ مغیریه یکی از فرق پنجگانه ٔ زیدیه . (بیان الادیان ص 34). رئیس فرقه ای از مشبهه موسوم به
مغیرةلغتنامه دهخدامغیرة. [ م ُ رَ ] (اِخ ) ابن شعبةبن ابی عامربن مسعود ثقفی (متوفی به سال 50 هَ . ق .) و مکنی به ابوعبداﷲ. یکی از سرداران و ولات و دهات عرب و از صحابه ٔ رسول (ص )
اصحاب مغیرهلغتنامه دهخدااصحاب مغیره . [ اَ ب ِ م ُ رَ ] (اِخ ) پیروان مغیرةبن سعید بجلی بودند، و مغیره مدعی بود که امام پس از محمد (ص ) پسر علی بن حسین محمدبن عبداﷲبن حسن است ، وی می پ
ابوجعفربن المغیرةلغتنامه دهخداابوجعفربن المغیرة. [ اَ ج َ ف َ رِ نِل ْ م ُ رَ ] (اِخ )او راست : کتاب ما خالف الکسائی فیه . (ابن الندیم ).
مغزرةلغتنامه دهخدامغزرة. [ م ُ زِ رَ ] (ع ص ) آنچه شیر افزاید. || (اِ) گیاهی است برگش به برگ سپندان ماند. شیرافزا و خوش آیند گاو است . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب ا
مغیراتلغتنامه دهخدامغیرات . [ م ُ غ َی ْ ی ِ ] (ع ص ،اِ) چیزهای ناپایدار و قابل تغییر. (ناظم الاطباء).
اصحاب مغیرهلغتنامه دهخدااصحاب مغیره . [ اَ ب ِ م ُ رَ ] (اِخ ) پیروان مغیرةبن سعید بجلی بودند، و مغیره مدعی بود که امام پس از محمد (ص ) پسر علی بن حسین محمدبن عبداﷲبن حسن است ، وی می پ
ابوجعفربن المغیرةلغتنامه دهخداابوجعفربن المغیرة. [ اَ ج َ ف َ رِ نِل ْ م ُ رَ ] (اِخ )او راست : کتاب ما خالف الکسائی فیه . (ابن الندیم ).
ابوهاشملغتنامه دهخداابوهاشم .[ اَ ش ِ ] (اِخ ) مغیرةبن عبدالرحمن بن عبداﷲبن ابی عیاش بن ابی ربیعة. محدث است و از ابن عجلان روایت کند.