مغذیلغتنامه دهخدامغذی . [ م ُ غ َذْ ذی ] (ع ص ) غذادهنده . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) (از اقرب الموارد). و رجوع به تغذیه شود. || پرورنده . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) (از منتهی
مغزيدیکشنری عربی به فارسیاخلا قي , معنوي , وابسته بعلم اخلا ق , روحيه , اخلا ق , پند , معني , مفهوم , سيرت
مُغَذیnutritive 2واژههای مصوب فرهنگستانویژگی آنچه ارزش تغذیهای داشته باشد یا ارزش تغذیهای غذا را بالا ببرد
مُغَذیافزاییnutrificationواژههای مصوب فرهنگستانافزودن مواد مغذی به غذا به اندازهای که از اجزای اساسی غذا به شمار آیند
مُغَذیافزاییشدهnutrificatedواژههای مصوب فرهنگستانغذایی که مواد مغذی افزودهشده به آن بهحدی است که از اجزای اساسی آن محسوب میشوند