مغتنملغتنامه دهخدامغتنم . [ م ُ ت َ ن َ ] (ع ص ) غنیمت شمرده شده و هر چیز گرانمایه که به آسانی دستیاب نشود و هر چیز با قدر و قیمت و نفیس . (از ناظم الاطباء). غنیمت پنداشته شده .
مغتنملغتنامه دهخدامغتنم . [ م ُ ت َ ن ِ ] (ع ص ) غنیمت شمارنده . (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به اغتنام شود. || دارای غنیمت و توانگر شده
متغنملغتنامه دهخدامتغنم . [ م ُ ت َ غ َن ْ ن ِ ] (ع ص ) کسی که در اندیشه ٔ غنیمت و تاراج بود. (ناظم الاطباء). غنیمت شمرنده . (آنندراج ) (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
کالودوشلغتنامه دهخداکالودوش . [ کال ْ لو ] (اِخ ) نام یکی از پادشاهان عیلام بود. مرحوم پیرنیا آرد: بعد از سارگن دوم سیناخریت بر تخت آسور نشست . در این اوان کالودوش پادشاه عیلام را