مغترفلغتنامه دهخدامغترف . [ م ُ ت َ رَ ] (ع اِ) جایی که از آنجا آب به مشت بردارند. جایی که از آن آب برگیرند : هست اغتراف خلق ز بحر سخای اودیر است گفته اند که البحر مغترف .(سندباد
مغترفلغتنامه دهخدامغترف . [ م ُ ت َ رِ ] (ع ص ) آب به مشت برگیرنده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). آنکه به مشت آب برگرفته می نوشد. (ناظم الاطباء).
مقترفلغتنامه دهخدامقترف . [ م ُ ت َ رَ ] (ع ص ) بعیر مقترف ؛ شتر نوخریده . (از منتهی الارب ) (از آنندراج ) (از ناظم الاطباء)(از اقرب الموارد). || کسب شده . مکتسب . (یادداشت به خط
مقترفلغتنامه دهخدامقترف . [ م ُ ت َ رِ ] (ع ص ) ورزنده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ). ورزکننده . (ناظم الاطباء). کسب کننده . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) (از اقرب الموارد). ج ، م
مغترفیلغتنامه دهخدامغترفی . [ م ُ ت َ رِ فی ی ] (ص نسبی ) منسوب است به مغترف که نام اجدادی است . (از انساب سمعانی ).
مُتْرَفُوهَافرهنگ واژگان قرآنعیاشان - خوش گذرانانِ مغرور و سرمست ( در اصل "مترفون " بوده که چون مضاف واقع شده نون آن حذف گردیده است .مترف اسم مفعول از ماده اتراف است ، که به معناي زياده روي
مُتْرَفِينَفرهنگ واژگان قرآنعیاشان - خوش گذرانانِ مغرور و سرمست ( جمع مترف که اسم مفعول از ماده اتراف است ، که به معناي زياده روي در تلذذ از نعمتها است)
مُتْرَفِيهَافرهنگ واژگان قرآنعیاشان آنها - خوش گذرانانِ مغرور و سرمست آنها (در اصل مترفين بوده كه نون آن به دليل مضاف واقع شدن حذف گرديده است . مترفين جمع مترف بوده که اسم مفعول از ماده اتر
مُتْرَفِيهِم بِـفرهنگ واژگان قرآنعیاشان آنان- خوش گذرانانِ مغرور و سرمستشان ( در اصل "مترفین " بوده که چون مضاف واقع شده نون آن حذف گردیده است .مترف اسم مفعول از ماده اتراف است ، که به معناي زي
مغترفیلغتنامه دهخدامغترفی . [ م ُ ت َ رِ فی ی ] (ص نسبی ) منسوب است به مغترف که نام اجدادی است . (از انساب سمعانی ).
بهاءالدینلغتنامه دهخدابهاءالدین . [ ب َ ئُدْ دی ] (اِخ ) محمدبن علی بن عمرالظهیری سمرقندی . مرقد فضل او از اوج فرقد گذشته بود و زبان بیان او بساط ذکر حسان را درنوشته . سوار مرکب بلاغ
مُتْرَفُوهَافرهنگ واژگان قرآنعیاشان - خوش گذرانانِ مغرور و سرمست ( در اصل "مترفون " بوده که چون مضاف واقع شده نون آن حذف گردیده است .مترف اسم مفعول از ماده اتراف است ، که به معناي زياده روي
مُتْرَفِينَفرهنگ واژگان قرآنعیاشان - خوش گذرانانِ مغرور و سرمست ( جمع مترف که اسم مفعول از ماده اتراف است ، که به معناي زياده روي در تلذذ از نعمتها است)