مغالقةلغتنامه دهخدامغالقة. [ م ُ ل َ ق َ] (ع مص ) گرو بستن به تاختن . (منتهی الارب ). گرو بستن در تاختن اسب . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
مغالطهلغتنامه دهخدامغالطه . [ م ُ ل َ طَ / ل ِ طِ ] (از ع ، اِمص ) مغالطة. مغلطه با همدیگر. (ناظم الاطباء). و رجوع به مغالطة شود. || (اصطلاح منطق ) عبارت است از قیاس که فاسد باشد
مالقهلغتنامه دهخدامالقه . [ ل َ ق َ ] (اِخ ) شهری است در اندلس بر کران دریای روم نهاده است و از وی پوست سوسمار خیزد که بر قبضه ٔ شمشیر کنند سخت بسیار. (حدود العالم ). شهری است در
مخالقةلغتنامه دهخدامخالقة. [ م ُ ل َ ق َ ] (ع مص ) با کسی خلق نیکو بورزیدن . (تاج المصادر بیهقی ، ورق 199 ب ). با کسی خلق نیکو برزیدن . (زوزنی ). معاشرت کردن با کسی به خوش خوئی .
مغالظةلغتنامه دهخدامغالظة.[ م ُ ل َ ظَ ] (ع مص ) همدیگر دشمن داشتن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). با همدیگر دشمنی و عداوت داشتن . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || (اِمص ) کینه و