معین الدینلغتنامه دهخدامعین الدین . [ م ُ نُدْ دی ] (اِخ ) ابن الوزیر فخرالدین از وزرای سلسله ٔ سلجوقی است و در اوایل وزارت او دولت آل سلجوق منقرض شد و سلطان تکش خوارزمشاه برسلطان طغر
معین الدینلغتنامه دهخدامعین الدین . [ م ُ نُدْ دی ] (اِخ ) رجوع به احمدبن ابی الخیر زرکوب و شدالأزار ص 4 و 317 شود.
معین الدین هرویلغتنامه دهخدامعین الدین هروی . [ م ُ نُدْ دی ن ِ هَِ رَ ] (اِخ ) رجوع به معین هروی شود.
معین الدین پروانهلغتنامه دهخدامعین الدین پروانه . [ م ُ نُدْ دی ن ِ پ َرْ ن َ / ن ِ ] (اِخ ) رجوع به پروانه شود.
معین الدین تونیلغتنامه دهخدامعین الدین تونی . [ م ُ نُدْ دی ن ِ ] (اِخ ) از علمای زمان سلطان ابوسعید گورکان بود و به مزید علم و دانش امتیاز داشت و جمعی کثیر از طلاب در محضر درس او حضور می
معین الدین جوینیلغتنامه دهخدامعین الدین جوینی . [ م ُ نُدْ دی ن ِ ج ُ وَ ] (اِخ ) مولانا معین الدین آوه ای جوینی از عرفا و نویسندگان قرن هشتم هجری است که از شاگردان سعدالدین یوسف بن ابراهیم
معین الدین چشتیلغتنامه دهخدامعین الدین چشتی . [ م ُ نُدْ دی ن ِ چ ِ] (اِخ ) از خواجگان سلسله ٔ چشتیه است و سلطان شمس الدین غوری و شهاب الدین غوری از پیروان او بوده اند. اصل وی از چشت از تو
معین الدین هرویلغتنامه دهخدامعین الدین هروی . [ م ُ نُدْ دی ن ِ هَِ رَ ] (اِخ ) رجوع به معین هروی شود.
معین الدین پروانهلغتنامه دهخدامعین الدین پروانه . [ م ُ نُدْ دی ن ِ پ َرْ ن َ / ن ِ ] (اِخ ) رجوع به پروانه شود.
معین الدین تونیلغتنامه دهخدامعین الدین تونی . [ م ُ نُدْ دی ن ِ ] (اِخ ) از علمای زمان سلطان ابوسعید گورکان بود و به مزید علم و دانش امتیاز داشت و جمعی کثیر از طلاب در محضر درس او حضور می
معین الدین جوینیلغتنامه دهخدامعین الدین جوینی . [ م ُ نُدْ دی ن ِ ج ُ وَ ] (اِخ ) مولانا معین الدین آوه ای جوینی از عرفا و نویسندگان قرن هشتم هجری است که از شاگردان سعدالدین یوسف بن ابراهیم
معین الدین چشتیلغتنامه دهخدامعین الدین چشتی . [ م ُ نُدْ دی ن ِ چ ِ] (اِخ ) از خواجگان سلسله ٔ چشتیه است و سلطان شمس الدین غوری و شهاب الدین غوری از پیروان او بوده اند. اصل وی از چشت از تو