25 فرهنگ

10291 مدخل


معین

ma'in

۱. جاری؛ روان.
۲. آب چشمه که بر روی زمین جاری شود.

نشا نزد

آشکار، روشن، مشخص، معلوم، مقرر، منصوب، نهاده ≠ نامعین

accessory, decided, definite, determinate, determinative, set, stated