معیدلغتنامه دهخدامعید. [ م ُ ] (اِخ ) نامی از نامهای خدای تعالی . (مهذب الاسماء، یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به ماده ٔ قبل (معنی سوم ) شود.
معیدلغتنامه دهخدامعید. [ م ُ ] (ع ص ) اعاده کنند و دوبارکننده . (ناظم الاطباء). اعاده کننده و باربارکننده ٔ کاری . (غیاث ) (آنندراج ). بازگشت دهنده . برگرداننده . بازگرداننده .
معیدفرهنگ انتشارات معین(مُ) [ ع . ] (اِفا.) 1 - آن که کاری را تکرار کند. 2 - معملی که درسی را برای شاگردانش اعادهکند، مقرر، دانشیار.
معیدفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. حاذق؛ باتجربه در امور.۲. کسی که کاری را تکرار کند.۳. آنکه درس را برای شاگردان تکرار کند.
معیدفرهنگ نامها(تلفظ: moeid) (عربی) از نام و صفات خداوند ؛ (در قدیم) آن که در مدرسههای قدیم بعد از استاد درس را برای شاگردان دوباره شرح میداده و یا در غیاب استاد جلسهی درس
مآیدلغتنامه دهخدامآید. [ م َ ی ِ ] (ع اِ) ج ِ مُؤیِد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). رجوع به مؤید شود.
مایدلغتنامه دهخداماید. [ ی ِ ] (اِخ ) مائد. کوهی است . (منتهی الارب ). کوهی است در یمن . (از معجم البلدان ).
مئیدلغتنامه دهخدامئید. [ م َ ] (ع ص ) نازک و نازپرورده . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). نرم و لطیف . (از اقرب الموارد).
معیدیلغتنامه دهخدامعیدی . [ م ُ ] (اِخ ) از شعرای عثمانی و از مردم مرعش است .اجداد وی از صدور امرای ذوالقدریه بودند. وی به سال 994 هَ . ق . درگذشته است . (از قاموس الاعلام ترکی )
معیدیلغتنامه دهخدامعیدی . [ م ُ ] (اِخ ) از شعرای قرن دهم عثمانی و از مردم قالقاندلن است . شاعری کثیرالشعر بود و دارای خمسه ای است . (از قاموس الاعلام ترکی ).
معیدیلغتنامه دهخدامعیدی . [ م ُ ع َ دی ی ] (اِخ ) ضمرةبن ضمرة. از بلغای عرب در زمان جاهلیت است . گویند کوتاه قامت و زشت روی بود و مثل معروف تسمع بالمعیدی خیر من أن تراه یا تسمع
معیدیلغتنامه دهخدامعیدی . [ م ُ ع َ دی ی ] (ع ص نسبی مصغر) تصغیر مَعَدّی ّ است . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). تصغیر معدی است که منسوب به مَعَدّ است . تصغیر معدی منسوب به معد
معیدیلغتنامه دهخدامعیدی . [ م ُ ع َ دی ی ] (ع ص نسبی مصغر) تصغیر مَعَدّی ّ است . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). تصغیر معدی است که منسوب به مَعَدّ است . تصغیر معدی منسوب به معد
معیدیلغتنامه دهخدامعیدی . [ م ُ ] (اِخ ) از شعرای عثمانی و از مردم مرعش است .اجداد وی از صدور امرای ذوالقدریه بودند. وی به سال 994 هَ . ق . درگذشته است . (از قاموس الاعلام ترکی )
معیدیلغتنامه دهخدامعیدی . [ م ُ ] (اِخ ) از شعرای قرن دهم عثمانی و از مردم قالقاندلن است . شاعری کثیرالشعر بود و دارای خمسه ای است . (از قاموس الاعلام ترکی ).
معیدیلغتنامه دهخدامعیدی . [ م ُ ع َ دی ی ] (اِخ ) ضمرةبن ضمرة. از بلغای عرب در زمان جاهلیت است . گویند کوتاه قامت و زشت روی بود و مثل معروف تسمع بالمعیدی خیر من أن تراه یا تسمع