760 مدخل
سرنگون؛ وارون؛ وارونه؛ نگونسار؛ باژگونه.
وارون، وارونه، واژگون
باژگونه، سرنگون، نگونسار، وارون، واژگون
backward, converse, inverse, reverse, un-
وارونه , معکوس , برعکس , مقابل , برگشته
عداد , عکس , مضاد , معکوس
عکس
متحول
مقلوب
واردشدن، وارونه شدن، برعکس شدن
وارد کردن، وارونه کردن، برعکس کردن
معکوس