معنی گسترلغتنامه دهخدامعنی گستر. [ م َ گ ُ ت َ ] (نف مرکب ) از صفات شاعران است . (مجموعه ٔ مترادفات ، ص 220). آنکه معنی گسترد. آنکه معانی عالی و بکر رواج دهد.
معنیفرهنگ مترادف و متضاد۱. مفهوم، مدلول ۲. مفاد، مضمون، لب ۳. حقیقت، محتوا، باطن ۴. هدف، مقصود، منظور، قصد، نیت ۵. دلیل، سبب، انگیزه ۶. مطلب، موضوع ۷. مورد، باره ۸. نکته
معنیدیکشنری فارسی به انگلیسیdefinition, effect, implication, import, intent, meaning, purport, sense, significance, signification
معنیلغتنامه دهخدامعنی . [ م َ نی ی ] (ع ص ) رنج دیده جهت دیگری . (منتهی الارب ) (آنندراج ). مشغول و گرفتار. (ناظم الاطباء).
معنیلغتنامه دهخدامعنی . [ م ُ ع َن ْ نی ] (ع ص ) عناء معن ؛ مبالغه است . (منتهی الارب ). در مبالغه گویند: عناء معن ؛ یعنی رنج بسیار. (ناظم الاطباء).
درندشتواژهنامه آزاددشت وسیع، کنایه از جای بزرگ؛ واژه ای است دوتباره، مرکب از درین ترکی، به معنی ژرف و گسترده، و دشت فارسی.
گینگ لیکواژهنامه آزاد(ترکمنی) گینگ لیک پسوند یکی از روستاهای شهرستان کلاله در استان گلستان، با نام کامل مالای شیخ گینگ لیک است. این کلمه در زبان ترکمنی به معنی وسیع و گسترده است.
دکانلغتنامه دهخدادکان . [ دُک ْ کا / دُ ](از ع ، اِ) دوکان . (منتهی الارب ) (دهار). مرادف حانوت . (از آنندراج ). حانوت ، و آن معرب از فارسی است . (از اقرب الموارد). واحد دکاکین
مَاهِدُونَفرهنگ واژگان قرآنگسترش دهندگان - مسطح کنندگان (در اصل از کلمه "مهد" به معنی بستري که براي کودک شيرخوار تهيه ميکنند ،می باشد )
سخن گسترلغتنامه دهخداسخن گستر. [ س ُ خ َ گ ُ ت َ ] (نف مرکب ) در عرف ، سخنگو و شاعر. (آنندراج ) : بمن چنان بود اندر نهفت صورت حال که میر سیر شد از بنده ٔ سخن گستر. عنصری .با علی یار