معنیفرهنگ مترادف و متضاد۱. مفهوم، مدلول ۲. مفاد، مضمون، لب ۳. حقیقت، محتوا، باطن ۴. هدف، مقصود، منظور، قصد، نیت ۵. دلیل، سبب، انگیزه ۶. مطلب، موضوع ۷. مورد، باره ۸. نکته
معنیدیکشنری فارسی به انگلیسیdefinition, effect, implication, import, intent, meaning, purport, sense, significance, signification
معنیلغتنامه دهخدامعنی . [ م َ نی ی ] (ع ص ) رنج دیده جهت دیگری . (منتهی الارب ) (آنندراج ). مشغول و گرفتار. (ناظم الاطباء).
معنیلغتنامه دهخدامعنی . [ م ُ ع َن ْ نی ] (ع ص ) عناء معن ؛ مبالغه است . (منتهی الارب ). در مبالغه گویند: عناء معن ؛ یعنی رنج بسیار. (ناظم الاطباء).
حارثلغتنامه دهخداحارث . [ رِ ] (اِخ ) ابن اسد محاسبی مکنی به ابی عبداﷲ یکی از بزرگان متصوفه و پیشوای طریقت محاسبیان از صوفیه است صاحب کشف المحجوب در بیان احوال این فرقه از اهل ط
زندفرهنگ نامها(تلفظ: zand) (= ژند) (در اوستا) به معنی شرح و بیان و گزارش ؛ (در قدیم) بزرگ ، عظیم ؛ (در ادیان) مجموعهی تفسیر اَوِستا به زبان فارسی میانه ؛ (در اعلام) شعبهای
گوه ورتلغتنامه دهخداگوه ورت . [ وَ ] (اِ مرکب ) در گزارش پهلوی به معنی گوه گردان باشد. (فرهنگ ایران باستان ص 200). رجوع به گوه گردان شود.
rsa-2048واژهنامه آزاد[رایانه و فنّاوری اطلاعات] نوعی فناوری برای رمز گزاری اطلاعات است.عدد بعد از اسم به معنی نوع آن می باشد
تابع ارزشtruth functionواژههای مصوب فرهنگستانتابعی که ارزش یک گزارة مرکب را برحسب ارزش گزارههای سازای (constituent) آن، بدون در نظر گرفتن معنی آنها، مشخص میکند