معناییفرهنگ فارسی طیفیمقوله: انتقال عقاید و ماهیت آن ی، لغوی، تحت اللفظی، نمادین زبانشناسانه استعاری، معنوی مرادف، مترادف، هممعنا، متداعی، مشابه، شبیه متضاد
ماناییلغتنامه دهخدامانایی . (حامص ) شباهت . مشابهت . مضاهات . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). مانا بودن . و رجوع به مانا شود.
ماناییsurvivabilityواژههای مصوب فرهنگستانوضعیتی که در آن همزمان با حفاظت از کارکنان و سلاحها و تجهیزات، به ایستادگی در برابر دشمن و فریب او میپردازند
معنای دستوریgrammatical meaningواژههای مصوب فرهنگستانمعنایی از واحد واژگانی که طبقهای محدود از عناصر مانند شخص و شمار و جنس را در بر میگیرد و به صرف و نحو زبان مربوط است
معنای واژگانیlexical meaningواژههای مصوب فرهنگستانمعنایی از واحد واژگانی که تجزیهپذیر است و در واژگان یا فرهنگ لغت درج میشود و به همراه عناصر دستوری معنا، کلیت معنای آن واحد را شکل میدهد