حرکت معنادارفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه ت معنادار، زبان کرولال پانتومیم لحن، نحوۀ صحبت، زبان بدن، نحوۀ ایستادن، سرووضع تکان سر، اشاره، علامت، چشمک، نگاه، ایما
معنادرمانیlogotherapy, meaning-centered therapyواژههای مصوب فرهنگستانرویکردی در رواندرمانی که با تمرکز بر وضع ناگوار بشری (human predicament) به مُراجع کمک میکند بر بحرانهای معنایی و معناباختگی غلبه کند
حرکت معنادارفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه ت معنادار، زبان کرولال پانتومیم لحن، نحوۀ صحبت، زبان بدن، نحوۀ ایستادن، سرووضع تکان سر، اشاره، علامت، چشمک، نگاه، ایما
سبکگراییstylism2واژههای مصوب فرهنگستانبهکارگیری مؤکد و معنادار شاخصههای سبکی در ساخت اثر بهنحویکه خاستگاه اثر بهسهولت قابل تشخیص باشد
نژادگراییracism, racialismواژههای مصوب فرهنگستانباور به وجود ارتباطی معنادار میان ویژگیهای نژادی افراد و خصایص اجتماعی یا روانشناختی یا جسمانی آنها بهشکل مثبت یا منفی