معمیلغتنامه دهخدامعمی . [ م ُ ع َم ْ ما ] (ع ص ، اِ) آن بیت که پوشیده بود معنی آن . (مهذب الاسماء). سخن پوشیده در شعر. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). نثر و یا نظمی که معنی آن
مامیلغتنامه دهخدامامی . (اِ) والده . مادر.ماما. ام : چنانکه مادر را مامی گویند مرا ولد و هرکه را به نام نغز گویند. (معارف بهأولد، چ فروزانفر چ چاپخانه ٔ دولتی ص 45).
معمافرهنگ انتشارات معین(مُ عَ مّ) [ ع . معمی ] (اِمف .) 1 - پوشیده . 2 - کلامی که با رمز و اشاره بر مطلبی دلالت کند.
ضیاءالدینلغتنامه دهخداضیاءالدین . [ ئُدْ دی ] (اِخ ) اردوبادی ، متخلص به شفیعی شارح معمیات حسین بن محمد شیرازی .
ذوالنون حکیملغتنامه دهخداذوالنون حکیم . [ ذُن ْ نو ن ِ ح َ ](اِخ ) اوراست شرحی بر معمیات حسین بن محمد شیرازی .
شهابلغتنامه دهخداشهاب . [ ش ِ ] (اِخ ) ابن نظام . او راست : شرحی بر معمیات حسین بن محمد شیرازی . (از کشف الظنون ).