معمولادیکشنری فارسی به انگلیسیcommonly, generally, mostly, normally, ordinarily, popularly, typically
کمانهکشی اُفتانricochet (fr.), jeté (fr.), gettato (it.)واژههای مصوب فرهنگستانمعمولاً در کمانهکشی راست، ضربۀ کمانه بهنحویکه نیمۀ بالایی آن بر روی سیم انداخته شود و براثر وزن خود چندین بار بر روی سیم ارتعاش کند متـ . اُفتان