25 فرهنگ

7467 مدخل


معلوم

ma'lum

۱. [مقابلِ مجهول] دانسته؛ دریافت‌شده.
۲. آشکار.

دانسته، آشکار

آشکار، آشکارا، پیدا، دانسته، روشن، شناخته، شناختهشده، ظاهر، عیان، فاش، محرز، مرئی، مشخص، مشهود، معین، نمایان، واضح، هویدا ≠ مجهول، نامعلوم

apparent, given, definite, determinable, determinate, evident, set