معلولیت شنواییhearing handicapواژههای مصوب فرهنگستانهر عیب ناشی از آسیبشنوایی یا کمتوانی شنوایی که فرد را از انجام فعالیتهای معمول بازدارد
معلولیتhandicapواژههای مصوب فرهنگستانوضعیتی ناشی از خلل یا کمتوانی در فرد که از دستیابی او به جایگاه و نقش طبیعی خود، مطابق با سن و جنس و ویژگیهای فرهنگی ـ اجتماعیاش جلوگیری میکند
معلولیلغتنامه دهخدامعلولی . [ م َ ] (حامص ) معلول بودن . حالت و چگونگی معلول . بیماری . نزاری : به معلولی تن اندرده که یاقوت ازفروغ خورسفرجل رنگ بود اول که آخر گشت رمانی . خاقانی
بازتوانبخشی شنواییauditory rehabilitation, AR 1, aural rehabilitationواژههای مصوب فرهنگستاننوعی درمان با هدف کاهش مشکلات ارتباطی ناشی از کمشنوایی پسازبانی، شامل مراحل تشخیصی مانند تشخیص کمشنوایی و معلولیت ارتباطی و مراحل درمانی و آموزشی مانند آموزش